ارسال مطلب جدید
ویرایش

کاملاً واقعی!!

 

 

 این بار می خواهیم تعدادی عکس حیرت انگیز را به شما نشان دهیم که به هیچ وجه با فتوشاپ یا هر گونه برنامه ادیت تصویر ویرایش نشده اند و کاملاً واقعی هستند. شاید وقتی برای اولین بار به تصاویر نگاه کنید اصلاً باور نکنید که این تصاویر واقعی باشند اما با خواندن توضیحات نظرتان تغییر می کند.

1- پله برقی از جهنم!
در نگاه اول به نظر می رسد که جهنم به زمین آمده و یک پله برقی از درون آن به زمین احداث شده است! اما در حقیقت عکس پایین یکی از تقریباً صد ایستگاه زیرزمینی در استوکهولم سوئد است که در آن سقف و دیوار ها صخره های طبیعی بوده و نیمه کاره رنگ شده است.

2- هر طور نگاه کنید گیج می شوید
به این تصویر حیرت انگیز نگاه کنید و سعی کنید دلیل تناقضات موجود در آن را کشف کنید. اگر این یک کره پوشیده از چمن است پس آدمهای کوچک روی آن چه می کنند؟

حال به عکس زیر نگاه کنید و متوجه می شوید این پارک حیرت انگیز در پاریس قرار دارد و با هنر پرسپکتیو عکاسی و البته ساختار منحصر به فرد این پارک این عکس اینگونه به نظر رسیده است.


خیلی جالبه..بقیه در ادامه ی مطلب!!!

نظر یادتون نره...

 

ادامه →

جوک های قدیمی

و اما باز به یاد گفتمان

یادمه جوکهای سمی و سعید اسدی و یه بنده خدایی به نام خیار رو خیلی دوست داشتم

و اون جوکای نابشون رو تو یه فایل word (اینش خیلی مهمه ) ذخیره میکردم

الان دوتا چیز جالب از گفتمان پیدا کردم

یکیش همین جوکهای قدیمیه سیو شده

و اون یکی رو هم حالا بعدا رو میکنم

خلاصه اینکه هر چی جوک قدیمی دارید بیارید اینجا بذارید

البته شرط داره،

اول اینکه تاپیکو به گند نکشیم هر چی دستمون اومد بذاریم، فقطز اون جوکهایی که وقتی خودمون تنها هستیم میخونیم غش غش میخندیم اونا رو بذاریم

ثانیا هر کس حق داره فعلا فقط روزی 4 تا جوک بذاره اینجا تا بعدا نگه فرصت نشد تو تاپیکای دیگه هم پست بدم، پس اول برو اونجا پست بزن بعد جوک توپ قدیمی داشتی بیا اینجا (البته طبق بند سوم تبصره 41 قانون گفتمان ايکاري اگر جنبه داري و ميتوني زياد پست هم بزني و نگي ايواي پول تلفنم زياد شد پس هر چقدر دل تنگت ميخواد جوک بذار تا دل مردمي رو شاد کني)

ثالیثا اس ام اس و جوکهای جدید رو اینجا نذاریم


بعدشم که من دیگه اب ار سرم گذشته، حالا چه یه بند انگشت، چه یه اقیانوس

من هر چی جوک دستم بیاد میذارم اینجا(البته اونایی که خودم از ته دل بهشون میخندم) بعد واسه من غیرتی نشید که بی ادب اینا چیه گذاشتی، بابام هم بیاد .... من به راهم ادامه که نمیدم هیچ، بلکه احتمال داره نیاز به تعویض لباسهامو داشته باشم

پس گیر سه پیچ نشید، فکراتونم منحرف نکنید، فقط محض خنده س

 



بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

 


يه روز به تركه ميگن شما به گوز چي ميگين
گفت: ۹ دوم(۲ / 9)
پرسيدن يعني چي؟
گفت : بابا ۹ به زبون ما ميشه دو گوز
۲ صورت با ۲ مخرج ساده ميشه گوزش ميمونه!!!


 

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

به تركه ميگن از چه رنگي بيشتر خوشت مياد ؟ ميگه از كم رنگ

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل


بازگشت به بالاي صفحه

البته این جوک قدیمیه ولی به مناسبت اخیر خیلی می خوره
یکی از ارازل و اوباش رو پلیس 110 به جرم هتک حرمت میگیره می بره کلانتری جناب سرهنگ رییس کلانتری میاد ازش بازجویی کنه میگه برای چی به ناموس مردم هتک حرمت کردی تعریف کن ببینم.
لاته میگه والا جناب سروان !!!!!
سرهنگه یه چک محکم میزنه تو گوش لاته میگه بی ادب نگو جناب سروان بگو جناب سرهنگ
لاته میگه آهان ببخشید جناب سرهنک من داشتم تو خیابون کس چرخ می زدم سرهنگه یه چک محکم میزنه تو گوش لاته میگه بی ادب کس چرخ چیه بگو می گشتم لاته میگه آهان ببخشید من داشتم تو خیابون می گشتم یدفعه دیدم یه جیگر داره از دور میاد .
سرهنگه یه چک محکم میزنه تو گوش لاته میگه بی ادب بگو یه خانم داره میاد.
لاته میگه آهان ببخشید دیدم یه خانم داره میاد تارسید به من پستوناش رو که دیدم سرهنگه یه چک محکم میزنه تو گوش لاته میگه بی ادب پستون چیه بگو سینه لاته میگه آهان ببخشید دیدم سینه هاش رو که دیدم حشره ایی شدم
سرهنگه یه چک محکم میزنه تو گوش لاته میگه بی ادب بگو از خود بی خود شدم
لاته میگه آهان ببخشید از خود بی خود شدم خانومه رد که شد دیدم وای چه کون گنده ای داره .
سرهنگه یه چک محکم میزنه تو گوش لاته میگه بی ادب کون چیه بگو باسن لاته میگه آهان ببخشید دیدم چه باسن گنده ای داره
خلاصه دیگه طاقت نیاوردم رفتم جلو دامنش رو بالا زدم و یه ماچ گنده از ...... راستی ببخشید جناب سرهنگ کس به زبون کلانتری چی میشه ؟


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل


 

يه آقايي براي تسليت

گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي

زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره

خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش

تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه:

نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت،

تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي

پريد روش!




بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

به ترکه میگن با سینا جمله بساز میگه دیشب رفتیم خونه عباسینا

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل


قبیله قریش سلمان فارسی اسیر میکنه می گن زود باش بگو مسلمونا کجان.
سلمان فارسی برمی گیرده میگه به خدا قسم اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپم بگزارید نمی گویم .
بعد رئیس قبیله قریش میگه زود باشید خورشید را بیاورید
سلمان فارسی میگه نه نه می گویم می گویم رحم کنید رحم کنید.

این جک باید به سبک دیالوگ های سریالهای ایرانی که مذامین عربی دارن گوش بدین.


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل


ترکه میره ساندویچی میگه آقا یه ساندویچ بدین با نوشابه ساندویچیه میگه کانادا میخوای یا کوکا ترکه میکه یاکوکا


تركه توي زمستون يه اسب ميبينه كه از دماغش بخار در ميومده، با خودش ميگه: پس اسب بخار كه ميگن اينه

ترکه تهرونیه رو می بینه ازش می پرسه بچه کجایی تهرونیه می گه بچه امام حسینم ترکه می گه ماشاله چقدر بزرگ شدی علی اصغر

معلم: سبك‌ترين جسم دنيا چيه؟ شاگرد: آلت تناسلي! معلم: چرا؟ شاگرد: چون با فكر هم ميشه بلندش كرد!

ن غضنفر داشته ظرف مي‌شسته، بشقابها رو با باسنش خشك مي‌كرده، غضنفر ميگه: ليوانها رو هم بده من خشك كنم!

خطبه عقد در رشت: النكاح سنتي، و الصفاه امتي!

شوهر به زن: سه تا حيوان وحشي که با «خ» شروع ميشه بگو! زن: خودت، خواهرت، خدابيامرز مادرت!
ترکه ريش بزي ميزاره، دچار بحران شخصيت ميشه!

ترکه ميره استاديوم، جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالاي سرش رو با تعجب نگاه مي کرده! بهش ميگن: چرا فوتبال نگاه نميکني؟ ميگه: دنبال کلمه «زنده» ميگردم!


وسط اردبيل يه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش،‌زخم و زيلی می‌شدن. ميان تو شهرداری يك جلسه برگذار می‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلی پيدا كنن. يكی از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس می‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركی افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا می‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگی چی‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسی داشته باشن! ملت ديگه خيلی حال می‌كنن، كف می‌زنن سوت می‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخی داری!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچی بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چی بشه؟ مردم تعجب می‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگی چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر می‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه می‌زنيم!




دو تا ریاضیدان قزوینی داشتن کونشونو به همدیگه میمالیدن... بهشون میگن چکار دارین می کنین؟ میگن : داریم مخرج مشترک می گیریم!!!

به یه ترکه میگن چکاره ای؟ میگه : آدم اطلاعاتی که خودشو لو نمیده!!!


ميدوني تو قزوين پشت بچه ها چي نوشتن ؟؟؟؟ با نگاهي به آينده
درست مصرف كنيد

بچه تا وقتی که بچه هست تو دستت میرینه... وقتی ۱۵ ساله میشه تو اعصابت میرینه...وقتی ۱۸ ساله میشه تو پولات میرینه... وقتی ۲۳ ساله میشه تو آبروت میرینه... وقتی ۴۰ ساله شد به روحت میرینه!!!

معلمه داشته پاي تخته مسئله حل مي‌كرده، ‌يهو يكي از ته كلاس ميگه: مي‌كنمت! يارو به روي خودش نمياره، يكم ميگذره دوباره يكي از ته كلاس ميگه: مي.;كنمت بچه ...! باز معلمه به روي خودش نمياره، بار سوم دوباره يكي از ته كلاس همينو ميگه، معلمه تيز بازي درمياره،‌ گيرش مياره. شاكي از كلاس، ميرن بيرون، ميره پيش مدير دبيرستان ميگه: بابا اين چه افتضاحي؟! اين چه مدرسه گنديه؟! من دارم سر كلاس رياضي درس ميدم، يك پسره هي ميگه: مي کنمت! مديره مي‌پرسه:‌ يارو لباس سورمه‌اي تنش نبود؟ معلمه ميگه: بله! مديره ميگه: شلوارش هم سياه بود؟! معلمه ميگه: آره خودشه! مديره ميگه:‌ ببين اين راست ميگه، جدي جدي ميکنه

بازگشت به بالاي صفحه

 

ادامه →

به این میگن موتور (داستان طنز توپ)

 

به این میگن موتور (داستان طنز توپ)

جدیدترین داستان های طنز در سه علی سه

http://s2.picofile.com/file/7159875157/tanz_dastan.jpg

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته،

یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد!

.

ادامه مطلب رو از دست ندید

 

دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار.

خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه،

میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله … داداش….

خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی… آخه … کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت !!!!

ادامه →

داستان زیبا و تامل برانگیز پاره آجر

 

داستان زیبا و تامل برانگیز پاره آجر

ورود به آرشیو داستان کوتاه

http://up4.iranblog.com/images/65863792337407872612.jpg

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران‌‌قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند..

.


پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت : ”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند، هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم.”
مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت.. برادر پسرک را روی صندلی‌اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد..

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند؛ اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.

 

ادامه →

داستان جالب و بسیار زیبای عشق واقعی

 

داستان جالب و بسیار زیبای عشق واقعی

ورود به آرشیو داستان عاشقانه

http://s1.picofile.com/file/7255998060/motor.jpg

زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره!

.

ادامــــــه مطلب رو از دست ندید


زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!” زن جوان: “دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟” مرد جوان: “مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.”

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!

.

 

ادامه →

اس ام اس دهه فجر ۹۰ و تبریک پیروزی انقلاب اسلامی ایران

 

اس ام اس دهه فجر ۹۰ و تبریک پیروزی انقلاب اسلامی ایران

دهه فجر بر شما مبارکبــــــــاد (سه علی سه دات کام)

http://s1.picofile.com/file/7263364622/fajr.jpg

برخیز که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز
دهه فجرمبارک
.
.
.
قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی
دهه فجرمبارک
.
.
.
سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی
دهه فجرمبارک
.

اس ام اس های جدیدتر در ادامـــــــــــــــه مطلب


.
.
دهه فجر، خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت. دهه فجرمبارک
.
.
.
دهه فجر، خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد. دهه فجرمبارک
.
.
.
فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت. دهه فجرمبارک
.
.
.
آن که بر ظلم شب شدی پیروز
در زمین و زمان خمینی بود
سال ها رنج و غربت و سختی
می کشیدی به جان خمینی بود
آن که هم افتخار و عزت داد
بر همه شیعیان خمینی بود
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن ز حیات خویش نومید است
آن روز که عالم ز ستمگری خالی است
ما را و همه ستم کشان را عید است
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
آن که بودی یگانه دوران
در تمام جهان خمینی بود
آن که می زد شجاعتش فریاد
بر سر دشمنان خمینی بود
مانده در قلب ما همی یادش
تا ابد جاودان خمینی بود
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
از نهضت قاطعانه روح الله
شد دست ستمگران ز ایران کوتاه
با دست تهی و این همه پیروزی
لا حول و لا قوت الا بالله
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
از اوج بروج حق سردار قیام آمد
بر شوق سماع جان، انوار امام آمد
طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد
شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود
و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
یاد باد آن دل تپیدن های مشتاقان یار
و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود
منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهار
لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود
در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق
در چن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
مژده ای منتظران ماه ظفر باز آمد
ماه بهمن به دو صد شوکت و فر باز آمد
دور رنج و تعب حق طلبان شد سپری
روز فخر و شرف اهل نظر باز آمد
شد فروزان به جهان کوکب اقبال وطن
صبح پیروزی ما بار دگر باز آمد
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
رسید موسم بهمن بهار باز آمد
جلال محفل ما، یار دل نواز آمد
به پاست خیمه آلاله های صحرایی
«و ان یکاد» بخوان موسم نیاز آمد
زمان، زمان طلوع است و فجر بیداری
کنون که جلوه خورشید برفراز آمد
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
این دهه فجر است گویی نوبهار
وین همه مهراست از او یادگار
غصه ها رفتند و افسانه شدند
ناله ها فریاد مستانه شدند
دردهه فجرامتش پیروزشد
ماه بهمن ماه جان افروزشد
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
انقلابی چون سحر ظلمت شکن
تا به عمق کلبه‏ها پرتوفکن
فجر نورافشانی قرآن و دین
فجر قدرت‏یابی مستضعفین
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
.
.
.
بیا بیا که شمیم بهار می‏آید
دل رمیده ما را قرار می‏آید
سر از افق بدر آورد صبح آزادی
سرود فتح و ظفر زین دیار می‏آید
دهه شکوهمند فجر مبارک باد

ادامه →

اس ام اس ورزشی و فوتبالی

تیم فقط تراکتور سازی

یئل یاتار،طوفان یاتار،یاتماز تراختور بایراغی

************************
دی دیری دیدید تیرختور
داغلاری سوکر تیرختور
تیری یکه تیرختور



سپاهان تنها تیم واقعی ایران

سپاهان خورشید سپهر نصف جهان (ایران که جای خود داره)

خورشید از عشق سپاهانست طلایی
وگرنه متوانست بود سرخ و ابی

سپاهان مظهر عشق خدایست
سزاوار سرورد قهرمانیست

+++++++++++++

تولدت مبارک استقلال عزیز
چهارم مهر ۱۳۲۴ سالروز تولد استقلال


تا دنیا دنیا دنیاس آبی مال ماست
ما قهرمانیم جام تو دست ماست


آبی یعنی غرق در خوشحالیم/عشق می ورزم که استقلالیم

آسمان گفتا ز قرمز خالیم/گر سرم را از تنم سازی جدا/باز می گویم که استقلالیم

آسمان گفت که من آبی ام . . . عشق می ورزم که استقلالی ام

همگان باید بدانند که رویایی ترین لحظات ، زمان غلبه سرخی غروب بر تلالو آبی آسمان است
باید بدانند خون تا ابد سرخ باقی خواهد ماند

سرخابی

اس اس

سپاهان سرورته (چه تیمی فرق نمیکنه)

پرسپولیس گل میخوره میگه زمین صابونیه زمینو پاک میکنن میگه هوا بارونیه

یه پرسپولیسی میره پیش یه پیشگو میگه
تیم ما کی قهرمان می شه؟ پیشگو یه کم به دستش و گوی جادوییش نگاه
میکنه، می گه والا من بیشتر از صد سال نمی تونم پیشگویی کنم!

سپاهانی که زرده سرور پایتخته

آبی یعنی غرق در خوشحالیم/عشق می ورزم که استقلالیم

آسمان گفتا ز قرمز خالیم/گر سرم را از تنم سازی جدا/باز می گویم که استقلالیم

سپاهانی که لبریز از غرور است یل ایرانی عالم فروز است


استقلال قهرمان می شه / خدا می دونه که حقشه
اگر که جدول برعکس بشه / استقلال قهرمان می شه

استقلال قهرمان می شه!


*

.

*

غروب پاییزه / اس اس غم انگیزه

گل های پرسپولیس / اشکاشو می ریزه

*
.
*


فردا آبی ها خون گریه می کنند ! نکن ای صبح طلوع ! نکن ای صبح طلوع!


*

.

*

قرمز تر از آنیم که بی رنگ بمیریم/ آبی نیستیم که با ننگ بمیریم!!

*
.
*


تو دنیای ِزمین و توپ رنـگی / یه پرسپولیس داریم به چه قشنگی

اسم قشنگش روی تخت جمشید / از اون قدیم ندیـما می درخشید
رنگ آتیش غیرت پیـرهنـش / میاره افتخار واسه میهنش
طرفداراش سر به فلک می کشن / عاشق ِرنـگ ِمث ِآتیشِشَـن

دفاع ِمحکمـش مث ِیــه سّده / هـر کسـی از جونش نـذاره، ردّه


پرسپولیس گل میخوره میگه زمین صابونیه / زمین و پاک میکنن میگه هوا بارونیه !!!

*
*
*

 


تا دنیا دنیا دنیاس آبی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست !
*
*
*

دربی منتظر مـــاست بیــا تــا برویـــم / اشک لنگی به راست بیا تا برویم
جمعه روز آبی هاست بیا تا برویم / تیم عبدی جوون سوراخه بیا تا برویم !
*

*

*

یه پرسپولیسی میره پیش یه پیشگو میگه تیم ما کی قهرمان می شه؟

پیشگو یه کم به دستش و گوی جادوییش نگاه می کنه، می گه والا من بیشتر از
صد سال نمی تونم پیشگویی کنم !!!
*

*

*

این مایه سرور و خوشبختیست که فلک از رنگ قرمز خالیست

تلاءلو آسمان را می بینی؟ گویند که خدا هم استقلالیست!
*

*

*

این اس اس منه / دوسش دارم خیلی زیاد
قهرمانی بهش میاد/ دسش دارم خیلی زیاد
*

*

*

این روزها همه پرسپولیس رو گل باران میکنند ! شما چطور !!؟
*

*

*


قرمز های زمونه رو دارن یه جا دار میزنن / به جای عکسشون تو قاب یه عکس خیار میزنن
تیم ما قهرمان میشه هم تو ایران هم آسیا / تو گوش پرسپولیسی ها سیلی آبدار میزنن
کاشانی چی شد؟ قطبی کجاست ؟ / هیچی یه جا نشستن و دارن با هم زار میزنن
استقلال قهرمانه و پرسپولیس هم که سوراخه / آبی های محلمون دارن اینو جار میزنن
کاشانی میره خونشون قطبی میره پیش زنش / توی روزنامه واسشون خدا نگهدار میزنن

من ، هم آبی آسمونم___________هم به سرخی خونم !
بدون ، تا که زنده هستم_________بارسلونا هست تو جونم !

______________

بارسا توی دل من کرده جا__________ پپ ، تیمو میبره تا آخر راه !
واسه سرخابی هایی مثل ما___________تا آخر عمر ، تیم ، فقط بارسا !

این مایه سرور و خوش اقبالیست…..

که فلک از رنگ قرمز خالیست ……
تلالو آسمان را میبینی؟؟؟؟

پرسپولیس یعنی هواداران عاشق داشتن پرسپولیس یعنی گل سرخ و شقایق کاشتن

استقلال قهرمان می شه / خدا می دونه که حقشه
اگر که جدول برعکس بشه / استقلال قهرمان می شه

غروب پاییزه / اس اس غم انگیزه
گل های پرسپولیس / اشکاشو می ریزه

وعده ی ما تو داربی / وقت گریه ی آبی . . .

..

ادامه →

جوک لری!!!!!؟

 

جوك لري

ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

 

لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم

 

لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه

 

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن

 

بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!

 

لره داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!

 

لره با اتوبوس ميره تهران خيلي توي راه بوده

وقتي ميرسه به تــــهران ميگه من ديگه ايران برنميگردم

 

لره دوزاري سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومي گوشي رو برميداره، ميگه: الو آفريقا

 

دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور

 

به يه لره ميگن خسته نباشي

ميگه اگه باشم چه گهي ميخوري

 

لره تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و

حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند

بشه به غل دستيش ميگه :

آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات
 

ره میاد تهران می بینه همه لباس آستین کوتاه پوشیدن تعجب می کنه می گه اوا پس اینا چه جوری دماغاشونو پاک می کنن

 

از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟  میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!

 

به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم  در نهایت خفه می شدیم می مردیم

 

ادامه →